آقا جان من دارم از دست ميرم!!! نميدونم اين همه هيجان براي چيه؟؟ من كه 4 سال پيش رفتم با دوستام تو صف وايسادم و گفتم و خنديدم ولي را.ي ندادم اين ممود چي كار كرد با من كه اينجوري شدم؟؟؟ با يك وسواسي اخبار رو دنبال ميكنم كه انگار ميخوام نقشه انتقام از قاتل بابامو بكشم!!! جدي ميگما!! من تو عمرم از هيچ كس انقدر متنفر نبودم… شايد باورتون نشه ولي تمام مدت منا.&*ظره‌ها من دست و پام ميلرزه… صدامم ميلرزه …ديگه خيلي هنر كنم يه فحش خواهر مادري به اين مرتيكه بدم… گل باقالي ديشب انقدر از دستم عصباني شده بود… ميگفت اگه بازم بلرزي تلويزيونو خاموش ميكنم… هي ميگه بابا اينا همه سركاريه… تو چرا انقدر تحت تاثير قرار ميگيري… بديش هم اينه كه نه طرفدار 100% موسو..ي هستم نه كرو..بي…. ولي از مناظره مو**سوي خيلي بيشتر خوشم اومد تا كر**وبي… به نظرم ديشب وقتي همه تلويزيونو خاموش كردن تو فكر شهرام جز*ايري بودن تا هاله*نور و پرونده ار*دبيل و پولهاي گمشده… تا حالا سي بار بين اين دو تا تغيير گرايش دادم… ولي امشب ديگه تصميمم رو ميگيرم…
اميدوارم همه كسايي كه اينجا رو ميخونن و خيلي تعدادشون زياده و حدوده نيم ميلينيوم جمعيت ايران هستش همشون را.ي بدن… اصلا مهم نيست كه به كي را.ي ميدين حتي محسن هم به نظر پسر خوبي مياد و خيلي منطقي حرف ميزنه فقط حيف كه وقتي حرف جنگ ميشه نيشش باز ميشه و چشماش برق ميزنه… فقط نه بزرگتون رو به ممود نشون بدين…بزارين وقتش آزاد بشه و بتونه بره بيمارستاني جايي بستري بشه…تا حالا هيچ وقت براي هيچ چيزي تو عمرم انقدر دعا نكرده بودم….
فعلا مامانم و گل باقالي رو راضي كردم كه راي بدن… البته بايد بگم كه مطلب “تحريم ميكنم” وبلاگ آلوچه خانوم تنها حربه اي بود كه روي گل باقالي اثر كرد… البته طرفداري بابك احمدي (گاد گل باقالي) از شيخ هم بي‌اثر نبود… فعلا كه من سبزم و گل باقالي سفيد… ولي ايندفعه برخلاف وقتي كه بردن بارسا از منچستر برام مهم بود، هر كدوممون كه ببريم به اندازه يه دنيا خوشحال ميشم
پينوشت: من اين زبونم الكنه از شدت عصبانيت و استرس ولي ببينين اين خانوم چقدر قشنگ نوشته همه چيزايي رو كه باعث اين عصبانيت من شده