عاشقتم، وقتايي كه با اينكه عجله داري ولي سرعت ماشين رو كم ميكني كه من تا آخر آهنگ مورد علاقه ام رو قبل از رسيدن به مقصد گوش داده باشم
عاشقتم، صبحهايي كه ميخواي از خواب بيدارم كني و من بيچاره رو مثل نون تازه از تنور در اومده از اين دستت ميندازي رو اون دستت كه خواب از سرم بپره
عاشقتم، وقتهايي كه حرصت در مياد كه من بازم چراغ دستشويي رو خاموش نكردم و ميخواي چشماي گرد و بامزه ات رو به زحمت اخمو نشون بدي كه من ازت بترسم ولي از خنده من خنده ات ميگيره
عاشقتم، وقتهايي كه با روان نويس ميفتي به جونم و روي تنم يادگاري مينويسي

Advertisements